Critical Language and Literary Studies

نوع مقاله : مقاله مروری

نویسنده

چکیده

جی. ام. کوئتزی در رمان در انتظار بربرها (1980)، نگاهی ویژه‌ای به جسم و کارکردهای آن در نظام‌های سیاسی امپریالیستی و خودکامه دارد. در این میان، حضور بربرها به عنوان مردمانی غیرمتمدن در مواجهه با قدرت مرکزی که در رمان تحت عنوان امپراطوری از آن یاد می‌شود، حائز اهمیت است. این پژوهش در پی بررسی رویکرد امپراطوری با مسئله بربرها به مثابه تهدیدی برای تمامیت آن و استفاده از جسم آنها در جهت شکستن مقاومتشان است. بربرها در رمان کوئتزی گروهی مردمان مهاجر وکوچنده هستند که از سکون بیزارند؛ خانه نمی‌سازند؛ زمین یا مزرعه‌ای ندارند و در فصول سرد و گرم کوچ می‌کنند. این ویژگی آنها را در مقابل دولت مرکزی قدرتمند و در عین حال ضعیف و شکننده می‌سازد. تحرک جسم آنها در مکان‌های جغرافیایی متفاوت مورد توجه ساختار قدرت قرار می‌گیرد. در این مقاله پژوهشگر به بررسی رابطه جسم بربرها و قدرت ویرانگر امپراطوری با نظر به استعاره ریزوم در کتاب یک هزار فلات (1980) نوشته ژیل دولوز و فلیکس گاتاری می‌پردازد.

کلیدواژه‌ها