<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>نقد زبان و ادبیات خارجی</title>
    <link>https://clls.sbu.ac.ir/</link>
    <description>نقد زبان و ادبیات خارجی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 22 May 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>عنصر آب در منظومه‌های خیال‌پردازی و پندارهای دوگانه؛ مطالعۀ موردی میشل استروگف اثر ژول ورن</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106102.html</link>
      <description>در رمان میشل استروگف اثر ژول ورن، عناصر طبیعت همواره در بطنِ روایت جاری هستند. این عناصر در روایی‌گری حضوری معنادار دارند. نه‌تنها بافت متن را از اطلاعاتِ جغرافیایی و مکان و زمانِ حوادث غنی می‌سازند، بلکه تصاویر رویاپردازانۀ بدیعی خلق می‌کنند. از میان عناصر تکرارشوندۀ طبیعت در این رمان، آب به اَشکال گوناگون وارد پیوستار و نظم معنایی روایت می‌شود. در تخیّل نویسنده آب جان را تازه می‌کند و گاهی توسط آتش بلعیده می‌شود. آب‌های هستی‌بخش و آب راکد هرکدام در چه ارتباط معناداری با منظومه‌های روزانه و شبانۀ خیال‌پردازی قرار دارند؟ از آنجا که نظام‌های تخیل در اثر ادبی از جمله اجزای تشکیل‌دهندۀ معنا هستند، هدف از این نوشتار دریافت چگونگیِ تولیدِ معنا در رمان میشل استروگف از طریق ساختارهای تخیلِ نویسنده است. لذا این پژوهش قصد دارد کارکرد تداعی معانیِ دوگانۀ عنصر آب را در رویاروییِ شخصیت اصلی داستان با موانع سفری که در پیش گرفته است مورد تحلیل قرار دهد. برای دریافتِ تخیّلِ خلق شده در این رمان، با تحلیلِ انواع کارکردهای متمایزِ مادّۀ آب نزد گاستون باشلار و انواع نظام‌های روزانه و شبانۀ رویاپردازی نزد ژیلبر دوران، سعی می‌شود ارتباطِ میان کارکردهای متفاوت عنصر آب و ادراک خیال‌پردازیِ اثر ادبی مورد بررسی قرار ‌گیرد. به عنوان نتیجه، همانطور که آب‌های جاری سرشت هستی‌بخش دارند، آب راکد نیز که در نظام شبانه پدیدار می‌شود نه‌تنها لزوماً کارکردی در انحطاط قهرمان داستان ندارد؛ بلکه حتی همچنان عامل نجات باقی می‌ماند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تراسوژگی در مسیر زمانمندی: خوانش مفهوم سیالیت در رمان جنسیت گیلاس اثر جنت وینترسون از نظر کاترین ملبو</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106101.html</link>
      <description>تحقیق حاضر مفهوم سیالیت را از منظر آرا فیلسوف معاصر فرانسوی کاترین ملبو در رمان جنسیت گیلاس نوشته جنت وینترسون مورد بررسی قرارمی‌دهد. سیالیت درونی ازنظر ملبو انسان‌ها را قادر می‌سازد تا براساس تجربیات زندگی و تاثیرات محیطی، هویت و ساختارهای ذهنی خود را دگرگون کنند. بدین منظور سیالیت به‌مثابه عنصری اجتناب‌ناپذیر در زمانمندی و تراسوژگی مورد بحث قرارمی‌گیرد و عامل متغیربودن مفاهیم زمان و هویت است. رابطه‌ی درهم‌تنیده‌ی ذهن و زمان، و زمان و هویت به‌عنوان یکی بودن سیالیت و تراسوژگی نشان داده‌می‌شود و در تجربه‌ی زمان/هویت، تراسوژگیِ شخصیتهای اصلی رمان مورد بررسی قرارمی‌گیرند. زمان به‌مثابه سیالیت مطلق از دیدگاه کاترین ملبو و هویت درمقام تراسوژگی مداوم در جنسیت گیلاس مورد تفحص قرارمی‌گیرند. زمان به‌عنوان جریانی انعطاف‌پذیر و تغییرپذیردر رمان جنسیت گیلاس وینترسون دگرگون می‌شود، می‌شکند، و ازنو تعریف می‌شود.رد‌پای سیالیت و تراسوژگی همانند دو روی یک سکه، و حضور مداوم زمانمندیِ سیال یا سیالیت مطلق در رمان مورد کاوش قرارمی‌گیرند. در نهایت، هویت به‌معنای مشاهده‌ی عبورِ مداومِ خودی به خودِ دیگر در درون شخصیتها، مفهوم "دیگری" را از دیدگاه کاترین ملبو در رمان نشان می-دهد. دیگریِ موجود در سیالیت یا دگرگونگی بدون تعالی ، حضور هرگونه دیگریِ بیرونی را نفی کرده و سیالیت را روندی خودمختار و بدون نیاز به دیگری می‌داند تا جایی که این روند را رهایی‌بخش نشان می‌دهد. ملبو سیالیت را نمایانگر توانایی‌های بنیادین مغز و ذهن برای تغییر و سازگاری با شرایط جدید می‌داند که تاثیرات عمده‌ای در فهم ما از هویت، اختیار، و مسیولیت دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش هویت جنسیتی در نمایشنامه های برگزیده دیوید هیر</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106040.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نقش دگرگونی جنسیت در نمایشنامه های تختخواب رویین من و نقشه ی جهان اثر دیوید هِیر در چارچوب نظریه ی &amp;amp;raquo;اجراگریی جنسیت&amp;amp;raquo; جودیت باتلر میپردازد. هدف پژوهش این است که مشخص کند آیا آنچه شخصیت های هِیر از طریق بدن و گفتمان خود اجرا میکنند، بازتاب ویژگی های ذاتی و درونی آنهاست یا محصول تأثیرات بدن های جنسیت یافته ی آنها توسط تکرار هنجارهای فرهنگی . بر اساس دیدگاه باتلر، اجراگری جنسیتی به عنوان یک برساخت اجتماعی، تحت سلطه ی ممنوعیت های اجباری اعمال شده توسط رژیم های قدرت، فهم پذیری فرهنگی سوژه را بازتولید میکند. از سوی دیگر، فرد با جنسیت معین شده متولد نمیشود، بلکه به واسطه ی تکرارفرآیندهای گفتمانی متاثر ازهنجارهای فرهنگی در یک جامعه، به سوژه ای تبدیل میشود که جنسیت زن/مرد در بدن او تعریف شده و به مرور زمان شکل میگیرد. تحلیل نمایشنامه های تختخواب رویین من و نقشه ی جهان نشان میدهد که جنسیت های سیال شخصیت های هِیر در چارچوب هژمونی فرهنگی، دچار فرازها و فرودهایی میشوند که منجر به بازنمایی بدن هایشان منطبق با هنجارهای اجتماعی میشود. در این راستا، گفتمان های بدنی به شخصیت ها امکان میدهد تا موجودیت اجتماعی معقول و فهم پذیر خود را تثبیت کنند. این در حالیست که امیال ذاتی، بدن ما را به سمت بازنمایی خود به عنوان سوژه ای پیرو واقعیت جنسی مان سوق میدهند، و این بازنمایی ها که به ظاهر ذاتی جلوه میکنند، درواقع تحت تأثیر سازوکارهای گفتمانی و فرهنگی قرار داشته و مسیر اجرای جنسیت را تعیین میکنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فانتزی ایدئولوژیک در رمان فرزندان امپرطور اثر کلر مسود</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106211.html</link>
      <description>مقاله‌ی حاضر با خوانشی انتقادی به واکاوی مفهوم فانتزی ایدئولوژیک با نگاهی به رمانِ فرزندان امپرطور اثر کلر مسود می‌پردازد. این نوشتار پژوهشی است بنیادی بر مبنای روش توصیفی-تحلیلی که از مواضع فکری نظریه‌پرداز معاصر اسلاوی ژیژک بهره می‌جوید. ژیژک ایدئولوژی را نه یک مسئله‌ی معرفت‌شناختی و یا یک آگاهی زودباورانه بلکه یک عمل آگاهانه می‌داند زیرا امروزه، ما از قبل می‌دانیم که در حال دریافت نسخه‌ای تحریف‌شده از واقعیت هستیم. ژیژک عملی را که علیرغم آگاهی از نادرستی آن ادامه می‌یابد، فانتزی ایدئولوژیک می‌نامد. با این وجود، در برخی از لحظات بحرانی، به دلیل مختل شدن فرایند نمادسازی در امر نمادین، امکان فروپاشی فانتزی ایدئولوژیک و مواجه مستقیم سوژه با امر واقعی فراهم می‌آید. هدف پژوهش پیش‌رو پرداختن به این پرسش است که چگونه رمانِ مسود فانتزی ایدئولوژیکِ سوژه‌های بدبین‌آگاه را به تصویر کشیده و چگونه مواجه‌ی شخصیت‌های اصلی و خوانندگانِ رمان با امر واقعی، عبور از فانتزی ایدئولوژیک را امکان‌پذیر می‌سازد. با توجه به کاربست آرای ژیژک، چنین استدلال می‌گردد که رمان مسود جامعه‌ای ایدئولوژیک را به تصویر می‌کشد که در آن شخصیت‌های داستان سوژهایی بدبین‌آگاهی هستند که تحت‌تاثیر فانتزی ایدئولوژیک با بدبینی‌آگاهی به خود می‌قبولانند که مسائل را جدی نمی‌گیرند، در حالی که در عمل فانتزی خود را جدی می‌گیرند. در خاتمه، مسود با پرهیز از صدور یک حکم نهایی و با مشارکت دادن خوانندگانِ رمان در این تجربه‌ از واقعیت که هیچ چیزی پشت آن دیگری بزرگ وجود ندارد و امپراطور لباسی به تن ندارد، عبور از فانتزی ایدئولوژیک را ممکن می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شکاف‌، نفی، و دیدگاه سرگردان: خوانشی ایزری از جنون و رازآلودگی در «کلاغ» ادگار آلن پو و «عاشق پورفیریا»ی رابرت برونینگ</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106614.html</link>
      <description>این مقاله با تکیه بر نظریۀ دریافت ولفگانگ ایزر به تحلیل شعرهای &amp;amp;laquo;کلاغ&amp;amp;raquo; اثر ادگار آلن پو و &amp;amp;laquo;عاشق پورفیریا&amp;amp;raquo; اثر رابرت برونینگ می‌پردازد تا نشان دهد آنچه در این اشعار معمولاً جنون و رازآلودگی تلقی می‌شود، نه مضامینی ذاتی بلکه تاثیرات خوانشی ساخته‌شده توسط فرم است. با بهره‌گیری از مفاهیم ایزری شکاف‌، نفی، و دیدگاه سرگردان، این مطالعه آشکار می‌سازد که هر دو شعر با بهره‌گیری از گسست‌ها و لغوهای سازمان‌یافته، شیوۀ همکاری خواننده را مدیریت می‌نمایند. در &amp;amp;laquo;کلاغ&amp;amp;raquo;، ترجیع‌بند ثابت &amp;amp;laquo;هرگز دیگر&amp;amp;raquo; همچون مترونومی منفی، میدان معنایی را پیوسته محدودتر می‌سازد. در &amp;amp;laquo;عاشق پورفیریا&amp;amp;raquo;، ساختار تک‌گویی نمایشی، شنوندۀ غایب، و دستور زبانِ خودتوجیه‌گر، خواننده را وادار می‌سازد تا با هر نشانۀ تازه، برداشت‌های پیشین را بازنگری نماید. مقاله یک پروتکل تحلیلی قابل‌انتقال، شامل بررسی شکاف‌ها &amp;amp;larr; ردیابی نفی &amp;amp;larr; بازسازی مسیر خواننده &amp;amp;larr; و آزمودن محدودیت‌ها، پیشنهاد می‌کند تا نشان دهد که طراحی ساختار متن چگونه می‌تواند توجه خواننده و پاسخ او را هدایت نماید. در نهایت، این مطالعه آشکار می‌سازد که تأثیر این شعرها نه از آزادی تفسیری، بلکه از محدودیت‌های صوری ناشی می‌شود که مسیر خوانش را شکل می‌دهند و از رهگذر آن خودِ تجربۀ خواننده به محصول ساختار ادبی بدل می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>«سوز شب»: هاوارد بارکر و تمثیل در عصر پساحقیقت</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106522.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی نمایشنامه &amp;amp;laquo;سوز شب&amp;amp;raquo; (۱۹۸۸) اثر هاوارد بارکر می‌پردازد که یکی از نخستین آثار دراماتیک است که نسبت به ظهور عصر پسا-حقیقت در دهه ۱۹۸۰ میلادی حساسیت نشان می‌دهد. با تمرکز بر تئاتر فاجعه بارکر، مقاله استدلال می‌کند که این نمایشنامه، از طریق شکستن ساختارهای روایی کلاسیک و بهره‌گیری از تمثیل پسامدرن، بحران حقیقت و ابهام اخلاقی معاصر را شبیه‌سازی می‌کند. در بستر سیاست‌های تاچریسم و سلطه رسانه‌های دیجیتال، تئاتر سیاسی از گفتمان منطقی به تأثیرات احساسی و روایت‌شکنانه گرایش می‌یابد و شخصیت هلن در این نمایش به تمثیلی از ناپایداری معنا و شکست تفسیر بدل می‌شود. با تکیه بر تعاریف جدید از تمثیل پسامدرن و با تکیه بر مباحث نظری حول موضوع پسا-حقیقت این مقاله نتیجه می‌گیرد که بدن مثله شده‌ی هلن و ساختار غیرخطی نمایش، فرایندهای فرهنگی معناسازی را افشا می‌کند و تماشاگر را در سردرگمی هستی‌شناختی پسا-حقیقت غوطه‌ور می‌سازد. این خوانش نه تنها اهمیت بارکر در تئاتر معاصر را برجسته می‌کند، بلکه تئاتر سیاسی را به عنوان &amp;amp;laquo;آزمایشگاهی برای بحران‌های اخلاقی&amp;amp;raquo; بازتعریف می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقض اصول همیاری گرایس در شعر روسی با تأکید بر پیش انگاشت و تضمن</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106483.html</link>
      <description>هدف از این پژوهش بررسی کارکردهای زبانی- معنایی نقض اصول همیاری گرایس در شعر روسی است. چهارچوب نظری تحقیق بر مبنای نظریه همیاری گرایس، مفاهیم پیش‌انگاشت و تضمن استوار است. داده‌های پژوهش از اشعار برجسته شاعران روس همچون پوشکین، آخماتووا و مایاکوفسکی گردآوری شده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که در بستر گفتگوی شاعرانه، نقض هر یک از اصول گرایس نه به شکست ارتباط بلکه به خلق معانی ضمنی لایه‌های تازه‌ی تفسیر منجر می‌شود. نقض اصل کمیت اغلب در قالب ایجاز یا اطناب پدیدار می‌شود و مخاطب را به مشارکت فعال در تکمیل معنا فرا می‌خواند. نقض اصل کیفیت در قالب استعاره و گزاره‌های خلاف واقع، جهان شعری را از سطح واقعیات به سطح تخیل ارتقا می‌دهد. نقض اصل ارتباط از طریق گسست معنایی، افق‌های پیش‌بینی‌ناپذیر در متن می‌ گشاید و نقض اصل روش نیز با ابهام و چندمعنایی‌سازی، فضاهای تفسیری گوناگونی ایجاد می‌کند. روش مقاله توصیفی-تحلیلی و روش گردآوری مطالب نیز کتابخانه‌ای است. دستاوردهای مقاله نشان می‌دهد، نقض اصول همیاری گرایس در شعر روسی راهبردی زبانشناختی و زیبایی‌شناختی است که به واسطه آن شعر از مکالمات روزمره متمایز می‌گردد و کارکرد هنری زبان در بالاترین سطح خود آشکار می‌گردد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قبولش کن و به ما بپیوند: کاربست نظریۀ گروه‌اندیشی در نمایشنامۀ کرگدن نوشتۀ اوژن یونسکو</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106550.html</link>
      <description>این پژوهش نمایشنامه‌ی کرگدن اثر اوژن یونسکو را در چارچوب نظریه‌ی گروه‌اندیشی اروینگ جنیس تحلیل می‌کند و می‌کوشد نشان دهد فرایند تدریجی کرگدن‌شدگیِ شهروندان تا چه حد با مؤلفه‌های روان‌شناختی همنوایی جمعی هم‌پوشانی دارد. پرسش اصلی این است که نشانه‌های گروه‌اندیشی، از قبیل توهم آسیب‌ناپذیری، عقلانیت جمعی، باور به اخلاق ذاتی گروه، خودسانسوری، توهم اتفاق‌نظر، فشار مستقیم بر مخالفان و نقش نگهبانان ذهن، چگونه در سطح گفت‌و‌گو، کنش و ساختار نمایشی کرگدن بازتاب یافته‌اند. روش پژوهش، کیفی و متن‌محور است. بدین‌صورت که ابتدا صحنه‌ها و گفت‌وگوهای کلیدی، به‌طور جزء‌به‌جزء توصیف شده و سپس بر اساس الگوی جنیس تفسیر گردیده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که نمایشنامه، با الگوی گروه‌اندیشی همخوانی زیادی دارد: از کوچک‌شمردن اولیه‌ی خطر و عقلانی‌سازی مسخ، تا بازتعریف معیارهای اخلاقی، سرکوب تدریجی تردیدها، شکل‌گیری توهم اجماع و اعمال فشار بر دگراندیشان. شخصیت‌هایی چون بوتار، دودار، ژان و دیزی هر یک مرحله‌ای از این فرایند را مجسم می‌سازند؛ در حالی‌که برنژه، به‌عنوان آخرین انسان، تنها نقطه‌ی گسست در چرخه‌ی گروه‌اندیشی باقی می‌ماند. نوآوری پژوهش در آن است که کرگدن را از سطح تمثیل صرفِ فاشیسم و بحران وجودی فراتر می‌برد و آن را به‌منزله‌ی مطالعه‌ی موردیِ فروپاشی تفکر انتقادی در جوامع توده‌ای صورت‌بندی می‌کند و بدین‌گونه، پیوندی میان نقد ادبی، نظریه‌ی نمایش و روان‌شناسی اجتماعی برقرار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>زبان انگلیسی و فرهنگ بومی: نقش آموزش در تغییر برداشت معلمان تازه کار از زبان و فرهنگ در فراگیری زبان انگلیسی</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106388.html</link>
      <description>این مطالعه نگرش معلمان تازه کار زبان انگلیسی را نسبت به انگلیسی به‌عنوان زبان بین‌المللی و تأثیر آن بر ارتباطات بین‌فرهنگی در کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی به‌عنوان زبان خارجی پیش و پس از شرکت در کارگاه رشد حرفه ای معلمان بررسی می‌کند. با تغییر رویکرد از آموزش مبتنی بر الگوی زبان بومی انگلیسی زبانان به زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی، نگرش معلمان نسبت به چندزبانی و چندفرهنگی دستخوش تغییر شده است. نتایج نشان می‌دهد معلمان زبان دوم در ارتباطات بین‌فرهنگی به عنوان واسطه عمل نموده به زبان آموزان کمک می‌کنند که با حفظ هویت بومی توانایی‌های خود را در ارتباطات بین المللی تقویت نمایند. برای تقویت این نقش لازم است فرهنگ‌ بومی و فرهنگ های جهانی در برنامه درسی گنجانده شوند. بعلاوه آموزش معلمان در خصوص زبان انگلیسی به عنوان زبان بین المللی و نقش فرهنگ و هویت در آموزش آن می‌تواند به ارتقاء شایستگی‌های بین‌فرهنگی آن‌ها کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Recipient design in American English File: A discourse analysis based on Gee's model</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106888.html</link>
      <description>One of the highly recommended and largely used EFL textbooks in Iran is American English File (AEF), published by Oxford University Press. To understand its potential effect on readers&amp;amp;rsquo; viewpoints and discover the underlying mindsets, the discourse of American English File 3, third edition, was analyzed based on James Paul Gee&amp;amp;rsquo;s framework (2018), with a focus on his concept of &amp;amp;ldquo;recipient design&amp;amp;rdquo;, which involves how the readers of a text are supposed to read and react in certain ways and shape some aspects of their identity. Therefore, ten texts were selected from different parts of the book. To capture the recipient design of the texts, the highlighted and marginalized social goods, and Discourses in the texts were identified. Then, the readers' represented identity, the major actions of the texts and the potential effects on the readers were discovered. The findings revealed that the discourse of the textbook represents the issues of contemporary metropolitan life, reflecting the values of individualism including individual success, health and achievements. This study contributes to how language teaching materials influence the identity of readers.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراسوی استعمار بیرونی: تنش های درون‌جامعه‌ای و آگاهی زنانه در رمان شهروند درجه‌دواثر بوچی امه چه تا</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106953.html</link>
      <description>رمان شهروند درجه‌دو اثر بوچی امه‌چه‌تا اغلب در چارچوب مفاهیمی چون تبعیض نژادی، مهاجرت و مناسبات استعمارگر/استعمارشده تحلیل شده است. هرچند این خوانش‌ها در تبیین زمینه‌های تاریخی و اجتماعی اثر اهمیت دارند، تمرکز صرف بر ساختارهای بیرونی ستم، بخش مهمی از تجربهٔ زیستهٔ زنانه را در حاشیه قرار می‌دهد. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی پسااستعماری شناختی نشان میدهد که رنج آدا، شخصیت اصلی رمان، نه تنها پیامد سلطهٔ نژادی و شرایط مهاجرتی، بلکه حاصل بازتولید نابرابری در روابط روزمره، خانواده، ازدواج و شبکه‌های درون‌جامعه‌ای نیز هست. این مطالعه با بهره‌گیری از مفاهیمی چون هویت دسته‌ای، هویت عملی، حافظهٔ عاطفی و موقعیت‌مندی در نظریهٔ پاتریک کُلم هوگان بررسی می‌کند که چگونه فشارهای اجتماعی و فرهنگی در سطح ادراک، احساس و واکنش‌های ذهنی شخصیت درونی می‌شوند و در شکل‌گیری آگاهی زنانه نقش می‌یابند. تحلیل رمان نشان می‌دهد که برچسب &amp;amp;laquo;شهروند درجه‌دو&amp;amp;raquo; نه فقط در مواجهه با ساختارهای استعماری جامعهٔ میزبان، بلکه در مناسبات صمیمی، روابط خانوادگی و تعاملات درون‌گروهی نیز بازتولید می‌شود. در عین حال، مقاله با پرهیز از رویکرد قربانی‌محور، بر اشکال ظریف و تدریجی مقاومت آدا تمرکز دارد و نشان می‌دهد که آگاهی زنانه در این رمان از خلال انباشت تجربه‌های روزمره، بازاندیشی عاطفی و چانه‌زنی مداوم با ساختارهای قدرت شکل می‌گیرد. از این منظر، این پژوهش می‌کوشد با پیوند دادن نقد پسااستعماری و رویکردهای شناختی، امکان نوعی خوانش پسااستعماریِ شناختی را مطرح کند که می‌تواند در مطالعهٔ تجربه‌های ذهنی و عاطفی شخصیت‌ها در دیگر متون ادبی پسااستعماری نیز به کار گرفته شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>Narrative Prototypes and Fandoms in Mashup Storyworlds: Comparing the Novel and the Film Pride and Prejudice and Zombies</title>
      <link>https://clls.sbu.ac.ir/article_106958.html</link>
      <description>This article examines Pride and Prejudice and Zombies, a literary mashup that stands at the intersection of two engaging fandoms, each constructed around a popular storyworld. It asks how narrative prototypes, the typical exemplars within genres, shape such a mashup storyworld across media. Considering Jane Austen&amp;amp;rsquo;s Pride and Prejudice and zombie-based apocalyptic narratives as prototypes, this study compares the PPZ novel (2009) and its film adaptation (2016), examining their prototype affiliation. Based on the categorization of Marie-Laure Ryan's narrativity model, it investigates their spatial, temporal, mental, and formal dimensions separately. The comparative analysis demonstrates that the PPZ novel gravitates toward Austen&amp;amp;rsquo;s domestic and gender-centered prototypical core, while the cinematic adaptation aligns more closely with the conventions of zombie cinema and its apocalyptic logic. To account for this divergence, the article traces the historical formation of both prototypes and their associated fandoms, arguing that each adaptation privileges the prototype embedded in its respective medium. By linking narrative form to medium specificity and fandom formation, the study offers a framework for understanding how mashup storyworlds are shaped by competing narrative traditions.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
