Critical Language and Literary Studies

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه خاتم

2 استادیار زبان و ادبیات انگلیسی ،گروه زبان انگلیسی، دانشگاه خاتم، تهران، ایران

10.29252/clls.2021.100721

چکیده

گفتار حاضر بررسی سویه‌های خشونت از دیدگاه ژیژک در سه رمان‌ تونی موریسن، یعنی یک بخشش، بهشت و خدا به‌ بچه کمک کند است. در این مقاله نشان داده می‌شود که چگونه خشونت کنش‌پذیرانه و انواع سیستمی و سمبلیک آن باعث خشونت کنش‌گرانه و تنش‌های بین‌نسلی و بین‌نژادی در رفتار شخصیت‌ها می‌شود. همچنین چگونگی بوجود آمدن تنش‌های بین‌نژادی و بروز بحران هویت نژادی در نتیجۀ خشونت هستی شناسانه و خشونت سیستمی مورد بررسی قرار می‌گیرد و درنهایت ادعاهای مطرح شده دربارۀ عصر پسانژادی با استناد به دیرینۀ نژاد‌گرایی پاسخ داده می‌شود. در رمان یک بخشش که حکایت نسل اول و دوم برده‌های سیاه‌پوست و مهاجر آفریقایی است خشونت به شکل تقابل مطلق نژادها روی می‌دهد. در این رمان به کمک گفتمان کلیسایی و ایدئولوژیِ حقارتِ نژادی تفکر بردگی در میان برده‌ها نهادینه شده و مبین خشونت هستی‌شناسانه است. در رمان بهشت، که روایتی پسااستعماری از خشونت است، دامنۀ خشونت‌ها استمرار می‌یابد و به میان نژاد سیاه‌پوستان و سپس به شکل تنش بین‌نسلی بین دو ‌نسل پیر و جوانِ شهر تسری می‌یابد و منجر به خشونت کنش‌گرانه می‌شود. رمان خدا به‌ بچه کمک کند نیز روایتی مربوط به اوایل قرن بیست‌ویکم است که در آن مشخص می‌شود خشونت بین‌نژادی در یک خانوادۀ رنگین‌پوست‌ برآیند خشونت هستی‌شناسانه و فرمایه پنداشتن هستیِ سیاه‌پوستان است. پیامدهای روانی این خشونت‌هایِ پنهان ادعای پایان نژادگرایی در عصر پسانژادی را بی‌اساس نشان می‌دهد. در رمان‌های مذکور به نظر می‌رسد موریسن هنجارهای نژادی را نتیجۀ خشونت سیستمی و برساخت‌های اجتماعی و ایدئولوژیکی استمعار می‌داند که پیوسته در حال تغییرشکل و نوزایی هستند.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Violence and Racism in Toni Morrison’s A Mercy, Paradise, and God Help the Child in the View of Slavoj Žižek

نویسندگان [English]

  • Aliakbar Pormouzeh 1
  • Hoda Shabrang 2

1 Khatam University

2 Assistant Professor of English Language and Literature, Department of English Language, Khatam University, Tehran, Iranَ

چکیده [English]

The present study in an analysis of violence and racism in the three novels of Tony Morison in light of Slavoj Žižek (1949-) theory of violence. Subjective violence refers to visible crime and terror in the social and individual level. Objective violence is both visible and invisible, manifested in forms of systemic violence in racism, hate-speech, discrimination, and systemic violence as the catastrophic effects of economic and political systems. In A Mercy, slave trade, rape, and mercy represented ontological violence, subjective violence, and systemic violence, respectively. In Paradise, that is a reaction to racism and consequence of segregation laws, not only subjective violence is still committed, but also it is changed into invisible or objective forms such as interracial violence and intergenerational conflict. In God Help the Child, while all forms of violence are still performed, interracial conflict (between members of a colored family) reveals that new layers of violence and exploitation are reproduced which challenged the post-racial claims and endorses colorblind racism and emergence of racial identity crisis. Therefore, Morison considers racial norms as social and ideological constructions of colonialism that are regularly transformative and generative.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Intergenerational conflict
  • interracial violence
  • subjective and objective violence
  • ontological violence
  • systemic violence
  • symbolic violence
  • racial identity crisis