دوره 9, شماره 1

بهار و تابستان ۹۵

فهرست مطالب

مقالات

مقاله حاضر به بررسی و تحلیل بندهای متممی در زبان­های فارسی و آلمانی می­پردازد. یکی از انواع بندهای پیرو که جزو وابسته­های فعل به شمار می­آید، بند متممی است. بند متممی در زبان­های فارسی و آلمانی بسته به نوع ظرفیت فعل جمله، انواعی دارند. در مقاله پیش رو سعی شده تا با ارائه نمونه­هایی، علاوه بر معرفی انواع بندهای متممی در زبان­های فارسی و آلمانی، جایگاه این گونه از بند متممی در مقایسه با بند اصلی نشان داده شود. نتایج این پژوهش می­تواند به بخشی از پرسش­های مطرح درباره مشکلات زبان­آموزان ایرانی و آلمانی در ساخت این گونه از بندها پاسخ دهد. از جمله نتایج این تحقیق می­توان به امکان تغییر جایگاه فعل در بندهای متممی در زبان آلمانی، امکان حذف فاعل در بندهای متممی در زبان فارسی و شرایط حذف حرف ربط در ساختار بندهای متممی در زبان­های فارسی و آلمانی اشاره کرد.

کاوه بهرامی
PDF
55-70

بیش از یک سده است که مسئله­ی رابطه­ی متقابل زبان و فرهنگ اذهان بسیاری از دانشمندان را به خود مشغول داشته­ است. زبان در نظر بسیاری از انسان­شناسان به عنوان عنصری در میان عنصرهای دیگر در حیطه­ی تعریف فرهنگ و به عنوان دانشی به شمار می­رود که «به طور اجتماعی کسب می­شود». از یک سو، انتقال فرهنگ در فراگیری زبانها مؤثر و وجود گونه­های زبانی نیز تا حد زیادی به وجود فرهنگ­ها وابسته است. در هر فرهنگی هزاران سیستم مصنوعی نشانه­ای وجود دارد و همه­ی آنها مدل­هایی از زبان هستند که خواص آن را منعکس می­کنند. از سوی دیگر زبان جهان کاملی است که قادر است با واژگان و معانی خود، فرهنگ را با تمام مرزها و جامعه را با تمام پیچیدگیهایش در خود احاطه کند. در پژوهش پیش رو، رابطه ی فرهنگ و زبان از دیدگاه زبان شناختی که بطور عمده در فرضیه ی نسبیت زبانشناختی تجلی یافته است، مورد بررسی قرار گرفته است. نگارنده در این مقاله درصدد است تا با هدف توصیف رابطه ی زبان و فرهنگ در قالب رویکردهای علوم شناختی مختلف، به ارائه و متعاقباً تحلیل و تبیین آراء صاحب نظران این مهم بپردازد. روش این مقاله مطالعه ی کتابخانه ای است. یافته های مطالعه حاکی از آنست که زبان و فرهنگ رابطه ی متقابلی با یکدیگر دارند. ازیک سو زبان ابزار اصلی فرهنگ و شرط وجود فرهنگ است، از سویی دیگر جزئی از فرهنگ و محصول فرهنگ.

مریم مرادی, مرضیه رحمانی
PDF
237-258

     برای فروید، اثر ادبی همانند رؤیا، نوعی پرتو افکنی از روان نویسنده اش است. او با کنکاش در اثر ادبی، عقده های درونی مربوط به زندگی پیشین نویسنده را کشف می کند و در ورای من دوم نویسنده که در اثر ظاهر می شود، من حقیقی او را که با پوست و گوشت و استخوان، زندگی را لمس می کند، در می یابد. روانکاوی باشلار نه با ناخودآگاه، بلکه با بیداری، آگاهی و انسجام روانی شخص خیالپردازی که دست به خلق اثر می زند، گره خورده است. رؤیاپردازی قابلیت تولید تصویر در لحظه را به شخص رؤیاپرداز می دهد. بنابراین، برخلاف تصویر ایستا و منجمد و گذشته ای فروید که در رؤیا به نمایش در می آید، تصویر باشلار پویا، خودجوش و بریده از گذشته است و از آنجا که تصاویر برخاسته از تخیل در لحظه و آنچنانکه هستند، پدیدار می شوند، واژه ی هستی شناسی معنای خود را می یابد. از سوی دیگر، ارجاع گاستون باشلار به متد های روانکاوانه، نقش بسزایی در نیل به شناخت عینی دارد. باشلار، رؤیا پردازی را، معطوف شدن ذهن و آگاهی و تخیل به عالم ماده و دنیای چیزها می داند و از همین سو است که مسئله ی پدیدارشناسی در بطن اندیشه ی باشلار می گنجد. نفوذ در مرکز عالم ماده، قلب و روح هنرمند را فعال می کند و تصاویر را مستقیما به آگاهی او می فرستد. چنین درخشش تصویری در بداعت تمام خود، سوژه ای را می طلبد که پیش فرض ها را کنار گذارد و وارد دنیای جدیدی شود تا با آزادی از زنجیرهای کلامی ، این بداعت و این دنیای جدید را در اثر و در قالب کلامی جدیدی، به منصه ی ظهور بنشاند. بدون تردید، ویژگی غیر منتظره ی تصویر ناب، در علم روانکاوی که همیشه به دنبال وقایع سرکوب شده ی گذشته است، بی معنا است. تناقض میان بار علیتی تصویر فرویدی و بار هستی شناسانه ی تصویر باشلاری، شیوه های خوانشی متفاوتی را می طلبد. روش باشلار بر خوانش دقیق و مکرر آثار جهت همدل و یکی شدن با تخیل خلاق نویسنده در لحظه ای که اثر را خلق کرده، مبتنی است. خواننده ی فرویدی نیز در صدد پس زدن حجاب اثربر می آید، تا گذشته ی خالق اثر را درک کند. 

Zahra Taghavi Fardoud
PDF
71-83

آلن رب-گريه در سال 1981 اعلام كرد كه ديگر قصد نگارش رمان را ندارد و اين در حالی بود كه او اندكی پيش از هشتاد سالگی خود (در سال 2001) رمانی به نام ازسرگیری[1] را منتشر كرد. عنوان اين رمان، ملهم از كی‌يركگور[2] است و رب-گريه در آن از تمايز ميان به خاطر آوردن يا يادآوری و از سرگيری پيروی كرده: مفهوم اول، در معنای «از سرگيری رو به عقب» درك می‌شد درحاليكه «از سرگيری در معنای واقعی، يادآوری رو به جلو دانسته می‌شد.» رب-گريه از خلال روشهای مختلف روایی همچون تنوع و تغيير پذيری سطوح گفتاری و روایی در صدد بود تا با از سرگيری، «رمان نو» را تخريب كرده و از نو بسازد و در نهايت رمانی را ارائه كند كه «يادآوری رو به جلو» باشد و نه  تکرار گذشته محور آثار قديمی. اين مقاله به بررسی فرآيند نگارشی‌ای می‌پردازد كه اين رمان نويس با آن و به مدد از سرگيری بی‌وقفه‌ی كار نگارش، بر آن بوده تا اثر جديدی را با ريشه‌های جديد بيافريند و از منزوی شدن كتاب در دنيایی كه قبلاً ديده شده و يگانه است، جلوگيری كند.


[1] اين كتاب توسط خانم خجسته كيهان و تحت عنوان جام شكسته (انتشارات نيلوفر) در فارسی ترجمه شده است.

[2] Kierkegaard

آندیا عبایی
PDF
175-191

برای هنرمندان و نویسندگان، بازی همواره وسیله و ابزاری بوده است برای جلب و جذب تماشاگران و خوانندگان. اما آن زمان که سخن از رمان و ادبیات و آفرینش ادبی به میان می آید، این امر شکل و حالت جدید و متفاوتی به خود میگیرد. در حقیقت میتوان گفت که این ابزارهای متفاوت و متنوع می توانند برای سرگرم کردن خواننده و بوجود آوردن نوعی حس طنز و شوخی به شمار بیایند. علاوه بر این جنبه کمیک و طنز، نویسنده می تواند از این جنبه‌ها استفاده نماید تا به بهانه شوخی و بازی ناگفته‌هایی را بگوید و آنچه را که نمی تواند به روشنی بر زبان آورد به شکلی غیرمستقیم بازگو نماید و توصیف کند. مارسل پروست و آندره ژید، این دو چهره بزرگ ادبیات فرانسه در قرن بیستم از این امکان به بهترین شکل بهره گرفته‌اند و ردپای فعالیتهای مبتنی بر بازی را می توان در جایجای متون آنها دید. این دو نه تنها از جنبه زبانی بازی را به خدمت گرفته‌اند بلکه در توصیف صحنه‌ها و نیز توضیحاتی که در مورد رفتار شخصیتهای داستان داده‌اند از این روش به خوبی بهره برده‌اند. 

روح اله قاسمی

درطول تاریخ ادبیات همواره شاهد آن بوده ایم که یک شاهکار ملی ادبی به مدد فرایند ترجمۀ خوب، مرزهای زمانی و مکانی را درمی نورد و شاهکاری جهانی می شود. نقش مترجم درجهانی شدن یک اثر ادبی اگر درحد خالق اثر نباشد،کمتر از او نیست. مترجم با ترجمه ای سلیس و روان بسترمناسب برای جهانی شدن یک اثر ادبی را مهیا و خوانندگان دیگر ملل را با آثار شاعران و نویسندگان جهان آشنا می سازد. فریدریش روکرت از جمله شاعران و مترجمان به نام آلمانی زبان است که توجهی خاص به ادبیات شرق، بخصوص ادبیات کلاسیک فارسی، داشته است. روکرت با بهره گیری از قریحه و ذوق ادبی و استعداد علمی قسمت اعظمی از اشعار شاعران برجستۀ ادبیات کلاسیک فارسی را به ادبیات جهان معرفی کرده و تلاش هایش درگنجینۀ ادبی زمان به یادگار مانده است.

بخش اول این مقاله به تعریف ترجمه و نظریه های مطرح شده در مورد ترجمه ی متون ادبی اختصاص یافته است. و در بخش دوم ترجمه های روکرت از اشعار سعدی بطور اخص و اشعار حافظ و مولانا بصورت موردی از منظر معنا محور و صورت محوربررسی می شود. نویسنده در پی پاسخ این پرسش است :آیا قریحه ی شاعری و استعداد علمی، روکرت مترجم= شاعر را درچهارچوب اختیارات مترجم برای نقل معنا و مضامین شعری به سمت ترجمه و بازسرایی اشعار فارسی در قالب زبان آلمانی سوق داده است.

فاطمه خداکرمی
PDF
85-107

چکیده

اگرچه تاکنون روایات، تحلیلها و خوانش های بیشماری از اثرات جنگ بر جامعه و هویت آمریکایی ‒ بطور خاص ‒  انجام ‌گرفته‌اند اما این فاجعه ‌ی انسانی فرهنگی هرگز اهمیت سترگ خود را از دست نداده و روایات کوچک و بزرگ آن هماره برای خوانش مجدد گسترده‌اند. مقاله‌ ی پیش‌ رو با اذعان به اهم موتیفها و مواضع چالش برانگیز مطرح شده در رمان پسا-مدرن سلاّخ خانه شماره پنج نظر به اینکه یکی از بحث برانگیزترین  آثار در ادبیات پسا-جنگی است، ذره بین کنکاش خود را بر نقطه پیوند پدیده جنگ به  فلسفه و نگرش حیات متمرکز میکند. بدیهی است که رمان ونه گات مانند سایر تولیدات ادبی پس از جنگ جهانی دوم بیش از همه مورد خوانش های روایی-ساختاری، روانکاوی و تاریخی قرار گرفته چنانکه عمدتاً تحت عنوان روایت چشمگیری از تأثیرات روان آسیب پدیده‌ ی جنگ بر ابعاد گونه گون حیات فردی، سیاسی-اجتماعی و فرهنگی دوران پسا-مدرن شناخته ‌شده ‌است. آنچه در این مجال مورد بررسی نویسنده مقاله واقع شده رویکرد رادیکال اثر نه تنها در ساختار روایی داستان بلکه بالاخص در موضع فلسفی آن است چنانکه ساختارشکنی روایی تنها معبری است که داستان از گذار آن زندگی را در کلام دلوزی میفلسفد. چالشی که مقاله‌ ی حاضر در پی پاسخ آن ‌است در وهله نخست علت و اهمیت روایت نامتعارف وقایع داستان است که همواره در هزار توی هذیان گونه ای از خاطره، وهم و واقعیت تاریخی در نوسان است. همچنین، مقاله میکوشد پاسخی برای این مهم بیابد که چگونه خاطرات روان آسیب [نا]قهرمان داستان در نحله ی فلسفه مجال بهبود یافته و از این گذار امکان بازنویسی حقیقت خلل ناپذیر تاریخی ای را ممکن میسازد. نوشتار حاضر، در پی پاسخگویی به چالش های مطرح خود، رویکرد روایی متن را در تعامل و همپوشانی مستقیم  با نگرش فلسفی ژیل دلوزِ پساساختارگرا دانسته و نشان میدهد که روایت ونه گات از جنگ و مسائل و مصائب پیرامون آن نه تنها بازنمایی واقع گرایانه ای از یک حقیقت تاریخی نیست بلکه درست یک تمرین ادبی-فلسفی با محوریت مفهوم صیرورت یا همان شدن است. در نهایت، با تحلیل سیاق روایی و نظری منحصر به فرد متن در امحاء مفاهیم پیش فرضِ پیشا-تاریخی از گذار نفی اصالت گرایی، شالوده شکنی، قلمرو زدایی و قلمرو زایی دلوزی بر قدرت داستان در خلق و باز تولید مفاهیمی چون خاطره، تاریخ و زمان صحه میگذارد.  
سیده رقیه آل شفیعی

فلسفه استعلايي امرسون، كه در آن هستی و بشريت دخيل هستند، با تجلّی «اَبَر روح» و مضمون وحدت با ذات مطلق در انأالحق حلّاج همسواست . علاوه بر این، انديشه هستی شناسی و لاهوت گرایی افلاطون، تأمّل عميق ذات و ارتباطات هستي را به گونه ای ايجاب مي‌كند كه شخص قادر به شهود ذات مطلق باشد؛ شهود ذاتی که  حقیقت موجودات ملبّس به هستی را آشکار ساخته و توجّه ما را به ذات بنیادین معطوف می نماید. در عین حال، تعريف افلاطون از مطلق، برحسب تئوري فرم و مُثُل، راه را براي پذيرش جهاني تصوّف توسط پيروان آن مي‌گشايد. برای درک شهود ذاتی نیاز مبرمی به یافتن زبان مشترک (زبان فطرت) میان فرهنگ‏های گوناگون احساس می شود. تحقیق حاضر با اعتقاد به اینکه خیر افلاطونی در قالب ایده آلیسم عرفانی وصول به چنین زبان مشترکی را محقّق می سازد، کار خود را آغاز نمود. سپس در یک بررسی تطبیقی آرای حلّاج و امرسون مشاهده شد که این دو صوفی با وجود تفاوت‏های زبانی، فرهنگی و فرقه‏ای به علّت تفکّر آرمانگرایانه مشابهت‏های حیرت انگیزی دارند که نشانگر پیوند عمیق فکری- فلسفی ایشان است و این دو از طریق لاهوت‏گرایی افلاطونی در مسلک عرفانی به هم پیوند می‏یابند و همدل می‏شوند.

Maral Keramat, Jalal Sokhanvar
PDF
213-235


مراد از نگارش مقاله حاضر بررسی سوژه سازی هویت در چند داستان کوتاه دانلد بارتلمی است. برای نیل به این منظور، از رویکرد لویی آلتوسر به مفهوم ایدئولوژی در تحلیل اشکال ایدئولوژی و شکل گیری هویت سود جسته ایم. هویت به مثابه ایدئولوژی عمل می کند و از طریق ابزارهای ایدئولوژیکی حکومت همچون خانواده، دین، سیاست، نهادهای آموزشی ─ مدرسه و دانشگاه─ و رسانه که مخلوق ایدئولوژی هستند، شکل می گیرد. تاثیررسانه، تحصیل و ارتش که نظام عقیدتی و ارزشی را شکل می دهند، در داستان های کوتاه بارتلمی به خوبی ترسیم شده است. مقاله حاضر، در ابتدا به معرفی دانلد بارتلمی می پردازد. سپس دیدگاه های مربوط به هویت بیان می گردند. آن گاه، مفهوم سوژه سازی در ایدئولوژی از دیدگاه آلتوسر ارایه می گردد که در نهایت با بررسی داستان های کوتاه بارتلمی، تاثیر ایدئولوژی در خلق سوژه و هویت شخص مورد مطالعه قرار می گیرد. مقاله بر آن است تا با تمرکز بر اشکال مختلف اعمال سلطه از طریق ایدئولوژی طبقه حاکم، به ابعاد پیدایش هویت در شرایط مختلف بپردازد و پیامدهای نفوذ ایدئولوژی در ذهن افراد جامعه را تفسیر کند.


احمدرضا سرمدی, امیرعلی نجومیان
PDF
131-151
 چکیده اهداف این پژوهش بررسی تاثیر سمینار سقراطی در ایجاد تفکر انتقادی به عنوان یک منبع جهت بهبود یادگیری ادبیات در دانشجویان ادبیات سال آخر ایران بود و همچنین بررسی اینکه تا چه حد این روش جایگزین، از رضایت معلمان و دانشجویان ادبیات برخوردار بوده است. برای این منظور، از 128 دانشجویکارشناسی ادبیات انگلیسی مشغول به تحصیل در موسسه آموزش عالی صبح صادق، یک نمونه ی 40 نفری از دانشجویان سال آخر، مذکر ومونث، با نمونه  گیری هدفمند انتخاب شد. سنشرکت کنندگان بین 20 تا 30 سال بود. آنها به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند، یعنی گروه کنترل و آزمایشی، که هرکدام شامل 20 نفر بود. آزمون مهارت تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاسیون و فاسیون 1990) به عنوان یک پیش آزمون استفاده شد تا مهارت تفکر انتقادی شرکت کنندگان را در هر دو گروه مشخص کند.در پایان آزمایش که ده جلسه به طول انجامید، همان آزمون به شرکت کنندگان در هر دو گروه داده شد. یافته های پژوهش حاکی از تاثیر مثبت سمینار سقراطی بر مهارت تفکر انتقادی بود؛ علاوه بر این، اطلاعات کیفی به دست آمده از پرسشنامه ی تشریحی و مصاحبه از معلم سمینار شواهد معتبری از رجحان روش بدیع بر روش سنتی به همراه داشت. امید است، یافته ها دارای پیامدهای مهمی برای استادان ادبیات و دانشجویان باشد. 
سمانه افقری, هلن اولیایی نیا
PDF
31-53

چکیده: برپایه­ ی تحلیل خطاهای موجود در گفتار روسیِ دانشجویان ایرانی که نویسنده گردآوری کرده است، نشان داده می­شود که ناهمگونی­های میان­فرهنگی علّت بروز این خطاها بوده­اند. بر این نکته تأکید می­گردد که با وجود صحّت دستوریِ آن دسته از گفته­ های تولیدیِ دانشجویان که دارای خطاهای یادشده بوده­ اند، این گفته­ ها یا «ناهنجارمند»­اند، یا «نابه­ جا». ملاک­های مشخّصی برای هنجارمند بودن/نبودن و نیز به­ جا بودن/ نبودن یک گفته ارائه شده است. در کنار اشاره به «ناهنجارمندی» و «نابه­ جاییِ» گفته­ های دارای خطا، معیار «توزیع» (بسامد) نیز برای تحلیل این خطاها به کار گرفته شده است. این مفاهیم یک به یک توضیح داده می­شوند و سپس در دسته­ بندیِ خطاها مورد استفاده قرار می­گیرند. در پایان نتیجه­ گیری شده است که در آموزش زبان روسی به دانشجویان ایرانی نادیده­ گرفتنِ جنبه­ های زبانی- فرهنگی به ماندگاریِ خطاهای نشان­داده­ شده خواهد انجامید.

چکیده: برپایه­ی تحلیل خطاهای موجود در گفتار روسیِ دانشجویان ایرانی که نویسنده گردآوری کرده است، نشان داده می­شود که ناهمگونی­های میان­فرهنگی علّت بروز این خطاها بوده­اند. بر این نکته تأکید می­گردد که با وجود صحّت دستوریِ آن دسته از گفته­های تولیدیِ دانشجویان که دارای خطاهای یادشده بوده­اند، این گفته­ها یا «ناهنجارمند»­اند، یا «نابه­جا». ملاک­های مشخّصی برای هنجارمند بودن/نبودن و نیز به­جا بودن/ نبودن یک گفته ارائه شده است. در کنار اشاره به «ناهنجارمندی» و «نابه­جاییِ» گفته­های دارای خطا، معیار «توزیع» (بسامد) نیز برای تحلیل این خطاها به کار گرفته شده است. این مفاهیم یک به یک توضیح داده می­شوند و سپس در دسته­بندیِ خطاها مورد استفاده قرار می­گیرند. در پایان نتیجه­گیری شده است که در آموزش زبان روسی به دانشجویان ایرانی نادیده­گرفتنِ جنبه­های زبانی- فرهنگی به ماندگاریِ خطاهای نشان­داده­شده خواهد انجامید.

محسن شجاعی
PDF
155-176