بازخوانشی از تاریخ: تئاتر عقلانی ادوارد باند، میراث مکتب برشت

بابک اشرفخانی

چکیده


هدف از مقاله حاضر شناساندن «تئاتر عقلاني» باند و «شگرد تعرّض» در تئاتر وی، به مثابه واکنش به رخدادهای تئاتری در عصرِ وی و جنبش‌های دهه شصت اروپا است. اما از آنجا که وی متعلق به همان سنتِ انقلابی برتولت برشت در آلمان بوده و یکی از پیروان تئاتر مارکسیستی به شمار می‌رود، بررسی درامِ باند در سایه راهکارهای برشت به این شناخت کمک می‌کند. باند، به همان دليلي كه برشت، زيرساختِ نظریه ارسطويي را در مورد تئاتر دراماتیک بر هم مي‌ريزد و در مقابل سبكِ طبيعت‌گراي تئاترِ استانيسلاوسكي قد علم مي‌كند، رمانتسيسمِ هشيارِ خود را به خدمتِ ديالكتيكِ برشت مي‌گيرد تا موضعي نقّادانه به ساختارِ نمايش‌هايش ببخشد. بخش نخست این مقاله به ماهیتِ فرایند تعلیم ـ یکی از ارکانِ تئاترِ روائی ـ و تاکتیک‌های تأثیرگذار در تئاتر این دو نمایشنامه‌نویس می‌پردازد. بخش دوم مسائلِ مربوط به تعاملِ تاریخ و ادبیّات را از منظرِ این دو بررسی می‌کند. بخش سوم یا گفتمانِ تئاتری باند با شكسپير، به يكي از محوري‏ترين نمايش‏هاي باند، به نام بينگو، می‌پردازد و با اشاره به زندگيِ نمایشنامه‌نویس نامدار عصرِ رنسانس (شكسپير)، چگونگی تلفيق عناصر فرهنگي گذشته و امروز را بررسی می‌کند و بر تعاملِ بين ادبيات و تاريخ صحّه مي‌گذارد. بخش چهارم، «تئاتر عقلاني» باند و «شگرد تعرّض» در تئاتر وی را در راستای ویژگی‌های تئاترِ روائی برشت می‌شناساند و اینکه چگونه خلقِ تئاترِ عقلاني پيدايشِ ضدگفتماني است كه با پيش‌فرض‌هاي دراماتیکی برشت از قبیل فاصله‌گذاری و درگیری احساسی مخاطب در تضاد است. این نوشتار در پایان نتیجه می‌گیرد که «تئاتر عقلاني» ابزاری متعهد برای اصلاحِ جامعه است.

واژگان کلیدی


باند، تئاتر حماسی، تئاتر عقلاني، شگرد تعرّض، شگرد بيگانه‌سازي

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.