palette
خوانش داستان "گزارش گيري" اثر سونتاگ بر اساس نظرات ايريگاري
نگار شريف, شيده احمد زاده

چکیده
جنبه‌هايي از تجربه‌ي شخصي که در آثار ادبي مي‌آيند را مي‌توان به عنوان بازتاب هويت فردي و اجتماعي شخصيت‌ها مورد بررسي قرار داد. فمينيسم پساساختارگرا که نقد بر اساس روانکاوي سنتي را به دليل تعريف هويتي منفعل و وابسته از زنانگي نقد مي‌کند، آن را گفتماني مردسالارانه مي‌داند که همواره جنسيت زنانه را با فقدان مرتبط دانسته‌است. توجه به مضمون رابطه‌ي مادر-دختر در نوشته‌هاي لوس ايريگاري بخشي از تلاش او براي تصحيح نگاه غالب به زن و رهايي زنان در مقام مادر از چارچوب بسته‌ي نقش‌هاي تحميلي فرهنگي و اجتماعي است. زنان درانديشه مردسالار به عنوان سوژه فعال به رسميت شناخته نشده و از حيطه‌ي فرهنگ رانده مي‌شوند. مقاله‌ي حاضر ابتدا به تعريف‌هاي مرد-محور از چگونگي شکل گيري هويت زنانه در نقد روانکاوانه‌ي فرويد و لکان اشاره مي‌کند. سپس بحث مي‌کند که نظرات ايريگاري چطور به واسازي اين تعريف‌ها مي‌پردازد و چگونه بازتعريف رابطه مادر-دختر مي‌تواند هنجارهاي فرهنگي را دگرگون کند. در ادامه خوانشي از داستان "گزارش گيري" نويسنده و متفکر معاصر سوزان سونتاگ بر اساس اين مضمون نشان مي‌دهد که در جامعه‌اي که گفتمان‌هاي مردسالار رايج را هنوز حفظ کرده، رابطه‌ي مادر-دختر، سرکوب شده و عقيم، ناتوان از بخشيدن هويت مثبت به زن است که باعث قرباني شدن او در اين وضعيت ناکامي مي‌شود.
واژگان کلیدی
نقد فمينِستي پساساختارگرا، رابطه‌ي مادر- دختر، هويت، جنسيت، لوس ايريگاري

ارجاعات
  • در حال حاضر ارجاعی نیست.